تبليغاتX
tanhaee
asheghi
سلام دوستان عزیز.امیدوارم حال همتون خوب باشه.از هفته ی دیگه امتحانام شروع میشه و کمتر میام نت.خوشحال میشم اگه برام نظر بزارید.برام دعا کنید قربان همتون . دوستون دارم  خداحافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:41  توسط shaghayegh  | 

من از صدای بارون از دله موج دریا من از نهایت شب همه شبای یلدا من از نسیم عاشق از نفس دقایق من از سکوت ساحل اسم تو رو شناختم همیشه از تو گفتم .من از ته چشم اهو دشت کلهای شب بو وقتی به ساز دریا می زنه زخم تابو اسم تو رو شناختم همیشه از تو گفتم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 10:37  توسط shaghayegh  | 

اگه كسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده. اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 14:4  توسط shaghayegh  | 

Dar shahri bename eshgh. kohi ast be name mohabat. dar in koh rodi ast be name safa. dar in rod abrahi be name vafa saranjame in abrah be abgiri miresad be name vedaa
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 17:0  توسط shaghayegh  | 

 بگوئيد بر گورم بنويسند : زندگي را دوست داشت ولي آنرا نشناخت مهربان بود ولي مهر نورزيد طبيعت را دوست داشت ولي از آن لذت نبرد در آبگير قلبش جنب و جوش بود ولي کسي بدان راه نيافت در زندگي احساس تنهايي مي نمود ولي هرگز دل به کسي نداد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:45  توسط shaghayegh  | 

هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حد اقل می تونم بهش یاد بدم که وقتی شکست با لبه های تیزش دست اونی که شکسته رو نبره
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:41  توسط shaghayegh  | 

خدايا انکه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت ....خواهشي دارم....تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذاررررر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 20:1  توسط shaghayegh  | 

گفته بودی که مرا ترک کنی /زندگی را بدلم سرد کنی /عمر کوتاه پرستیدن را /تو بگیری وپر از درد کنی/چه اید عبتی بدلم میدادم/که تو افسانه مهر و وفا بدلم خواهی خواند/تو برایم ابدی خواهی شد/وتو تلخی عمر مرا خواهی برد. و چه نیکو میگفت "کوه باید شدو ماند رود بایدشدورفت دشت باید شد و خواند".
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:33  توسط shaghayegh  | 

هر روز كه از عمر مي گذره عشقم به تو بيشتر ميشه باور كن كه ديوونتم ديوونه مثل هميشه فقط تو پاره تني به حرمت اشكم قسم بي تو ميون عالمي غريبم ويه بي كسم سكوت خسته ام وببين ببين بي تو چه كم شدم همسايه سقوطم وتنها رفيق غم شدم صحبت راه دور كه نيست بحث دو پاي خستمه شاكي غصه نيستم نقل دل شكستمه لپ كلام اي با وفا بي چك و چونه چاكرمواسه فداي تو شدن من كه هميشه حاظرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوستت دارم شيرين ترين عبادتي اميد روز آخرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:25  توسط shaghayegh  | 

ماه را دوست دارم به خاطر نور زيبايش در شب تار زندگيم ! روز را دوست دارم به خاطر زيبائي وجودش ! شب را دوست دارم به خاطر وجود ستارگان كه به جاي دلبري چشمك مي زنند ! بهار را دوست دارم به خاطر گلهايش و نسيم نازش ! و .... دوست دارم ! اما !!! تو را دوست دارم مانند تمام وجودم بي آنكه بدانم چرا ؟ .... و تو را مي پرستم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:11  توسط shaghayegh  | 

دلم كسي دلم برای کسی تنگ است؛ كسي كه مهرباني چشمانش را بسان زلال جويباران و صفاي دلش را بسان قرص نان ميان همه قسمت ميكرد. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه دلي براي شنيدن نجواهاي شبانه من داشت و لحني آرام براي نوازش موهايم. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد و پري دلم را با وجود خود خالي. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه اشكهايم بر روي دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روي گيسوانم. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه طراوت و شميم بهاران را با ترنم باران پائيزان، بطوراعجاب انگيزي درهم مي آميخت. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائي را مالك بوديم. دلم براي كسي بسيار تنگ است؛ كسي كه تا شمالترين شمال با من مي آمد و در جنوب ترين جنوب با من بود. كسي كه زندگاني من است. كسي كه دوستش دارم: عاشقانــــــه هميشـــــــه تا ابــــــــد تاخود خداونـــــد!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:3  توسط shaghayegh  | 

تا آمدنت بگذار قصه يافتن تو را برای كسانی كه هنوز پی گمشده خود هستند بگويم ، بگويم كه من تو را ميان ستارگان آسمان يافتم . آن جا كه هر شب ستارگان ما را برای ديدنشان دعوت می كنند . من تو را ميان گلهای باغچه يافتم تا آنجا كه هر روز شبنمی خندان به گلها سلام ميدهد. من تو را ميان قاصدكهايی يافتم كه هر روز برای دوستدارانت نويد شادی و اميد را می دهند . من تو را ميان كوه ها و درياهايی يافتم كه به عظمت و بزرگی ات سجده می كنند. در انتظارت ای ترانه نامفهوم ، كفشهای غيرتم را در می آورم و در كوير غرورم با پای برهنه راه ميروم شايد كه تاولهای قلبم را باور كنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 19:48  توسط shaghayegh  | 

INAM YE AKSE BAHAL BISHTAR SHABIH BE YE NASIHATE
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 18:15  توسط shaghayegh  | 

قسم به اشک هميشه آماده ..قسم به احساس هنگام گريه عاشقانه .. قسم به اولين روز آشنايي.. وقسم به سخترين روز هجران که من غم دوري از تو را با تمام دنيا عوض نمي کنم چون از عشق او به خدا رسيده ام . وقسم به روح معشوقم اگر بدانم تا آخر عمر هرگز اورا نخواهم ديد، به اشک چشمانم وفادار خواهم ماند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 17:59  توسط shaghayegh  | 

 dooset daram chon dooosam dari,asheghetam chon asheghami,divunatam chon divunami,barat mimiram chon baram mimiram,azizam ey hame kasam ey kasi ke hata be 1 lahze bedune to boodan nemitunam fekr konam kheyli duset daram.shayad bishtar az on chizi ke fekresho koni.man ashegham asheghe to.asheghe kasi ke hame ashegheshan hameo hameo hame.........age 1 rooz khasi berio tanham bezari behem begoo begoo ke az man sir shodiaz eshghe man delgir shodi vali inam bedun ke vaghti az man sir besih az eshghe man delgir beshi man mimiram ey behtarinam.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 12:23  توسط shaghayegh  | 

 شبی از پشت يک تنهايی نمناک و بارانی؛ ترا با لهجه گل های نيلوفر صدا کردم. تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم. پس از يک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بين گل هايی که در تنهايی ام روئيد؛ با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترين موج تمنای دلم گفتی دلم حيران و سرگردان چشمانی است رويايی و من تنها برای ديدن زيبايی آن چشم تو را در دشتی از تنهايی و حسرت رها کردم همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشم هايم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشيد وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا؛ شايد خطا کردم و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا؛ تا کی؛ برای چه؛ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می باريد و بعد از رفتنت يک قلب دريايی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دريا چه بغضی کرد کسی فهميد تو نام مرا از ياد خواهی برد و من با آنکه می دانم تو هرگز ياد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته چشمان زيبای توام برگرد!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 12:17  توسط shaghayegh  | 

رفتي و بي تو دلم پردرده پائيز قلبم ساكت و سرده دل كه مي گفتم محرمه رازه كاشكي مي ديدي بي تو چه كرده اي كه به شبهام صبح سپيدي بي تو كويري بي شامم من اي كه به رنجام رنگ اميدي بي تو اسيري در دامم من با تو به هر غم سنگ صبورم بي تو شكسته تاج غرورم با تو يه چشمه چشمه روشن بي تو يه جادم كه سوت و كورم چشمه اشكم بي تو سرابه خونه عشقم بي تو خراب شاديا بي تو مثل حبابه سايه آهه نقشه بر آب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 12:15  توسط shaghayegh  | 

asheghi zamanist ke digari daryabad  be tamami az ane ooee be hengame niaz be to  ehsas konad ke tanha hargezshekast ya nakamioo ra mojeb nakhahi shod balke dar hame hal dar kenarash khahi mand.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 8:27  توسط shaghayegh  | 

dooset daram na chon chizi shakhsi va baraye khod,balke chon chizi jahani chizi ke sezavare eshghist ke  yafteam.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 8:22  توسط shaghayegh  | 

eshgh tamame anchizist ke darim.tanha ba kimiaye eshgh mitavanim be yarie ham barkhizim

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:25  توسط shaghayegh  | 

از معلم ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت: حرام است از معلم هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول محور نقطة قلب جوان ميگردد از معلم تاريخ پرسيدند عشق چيست؟گفت:سقوط سلساه ي قلب جوان استlove از معلم زبان پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:همپاي از معلم ادبيات پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:محبت الهيات است از معلم علوم پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:عشق تنها عنصري است که بدون اکسيژن ميسوزد از معلم رياضي پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:عشق تنها عددي است که هرگز تنها نيست
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:1  توسط shaghayegh  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:56  توسط shaghayegh  | 

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا نگاه خسته ام بی خبر از موج و دریا نبود کاش بودی تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مینا نبود کاش بودی تا زمستان دلم این چنین پر سوزپر سرما نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بعدتو این زندگی زیبا نبود بعد تو این زندگی زیبا نبود
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:37  توسط shaghayegh  | 

 deli daram ke asrarash nahan ast,deli darad ke omghash ashkar ast ,deli daram kharidare mohabbat, deli darad gorizan az mohabbat.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:28  توسط shaghayegh  | 

ey kash shakhe goli boodam va anra be to taghdim mikardam,ey kash zamini boodam va to dar an rah mirafti,vali afsoos na golam na zamin
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:17  توسط shaghayegh  | 

vaghti bache boodam,2khtara asheghe aroosak boodan va pesara asheghe mardaye ghaviheikal hala ke bozorg shodim pesara asheghe aroosakan va 2khtara asheghe mardaye ghavi heikal

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:56  توسط shaghayegh  | 

esmeto gozashtam gol tarsidam pajmorde shi,esmeto gozashtam aftab tarsidam ghoroob koni,gozashtam nafasam ke age nabashi manam nabasham
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:44  توسط shaghayegh  | 

آخرین و عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست. بلکه عمیق ترین درد در زندگی نداشتن کسی است که برای تو بتواند الفبای دوست داشتن را تکرار کند و تو از او درس عشق را بیاموزی عمرت درازوپرگل
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:0  توسط shaghayegh  | 

ma zamane ziadi ra sarf mikonim ta kasi ra baraye dust dashtan peyda konim ya khataye kasani ra ke dust darim begirim ama che khoob mishod agar in zaman ra baraye bsihtar mohabbat kardan sarf mikardim

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:17  توسط shaghayegh  | 

salam dustane azizam omidvaram hale hamatun khoob bashe baraye hamatun arezuye movaffaghiat mikonam hamishe har koja ke hastid khosh bashid bye

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:11  توسط shaghayegh  |